تبليغاتX
فریاد زیر آب
چه امیدی به این ساحل خوشا فریاد زیر آب......
خدایی دلم نیومد شما هم نبینید .... 

طفلکی ها نمیدونند دارن گور خودشون رو میکنند.....

من همین جا اعلام میکنم و قول میدم که این بیچاره ها یک روزی حسرت اشتباهاتشون رو میخورن و از اینکه جا پای ماها گذاشتن آنچنان به خودشون لعنت بفرستند که اون سرش ناپیدا باشه.....

خدایی این نصرالله خیلی بامزه است ... نه؟؟؟؟ چه باحال داره سر مردمش رو زیر آب میکنه ....بعد از چند تا سفر به ایران راه باز کردن حساب ارزی توی سوئیس رو یاد گرفته .... ای شیطون بلای نا قلا...... بابا هرچی از ایران بهت میدن بست نیست ؟؟؟ چه خوش اشتهایی؟!!! دمت گرم..... لبیک یا نصرالله...

 



 







تا آزادی.............فریاد

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 13:12  توسط پیام  | 

 

 

 

 

اندیشه ها فیلتر نمی شوند!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 14:20  توسط پیام  | 

 

ببخشید: من چند تا از عکسها رو به دلیل حجم زیاد حذف کردم... ولی سعی میکنم توی این پست از عکسهای دیگه ای هم استفاده کنم....

 

به نظر شما جواب این کودکان رو من باید بدم یا رهبران این مملکت؟؟؟



 



 
 
راستی این عکس هم هست:
 
 
 
 

حالا فهمیدید مردم برای چی خونه نمی خرند.....

نکته بین ها به سایر مطالب روزنامه هم دقت کنند!!!

این آخری رو هم برای  تشدید برخورد با بد حجابی میذارم که ببینید چقدر آدما با حالن... چه حرفهایی میزدند گوگولی مگولیا....

 


 

 

 



 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 13:55  توسط پیام  | 

 

 

 

 

آهای حاکم آهای والی نا حق ....

تویی که کد خدای این سرزمینی و تویی که سهمت از زندگی تمامی زندگی این مردم است و به هر قیمتی...

 تا کنون اندیشیده ای ؟؟؟

بر کدامین بالین آسوده خواهی خوابید ؟؟؟

چه بیکار بودند دانشمندانی که به دنبال کشف اکسیر زندگانی عمری را تلف کردند و نیافتند چیزی را که تو کشف کردی برای بقایت:

خون آزاد مردمان!!! نان   نوکران و چاکران!!!

میگویند چه بی تفاوت است حاکم بر رعایای خویش شاید در عبادت است !!!  

 آری عبادت شیطان!!!

 

میگویم چرا :

 

مگر برای تو از نان در آوردن به هر قیمتی برای خودت مهمتر چیزی هست ؟!! چه از شیره جان  این سرزمین باشد چه از مردمانش....

دیروزت  جوانانش سپر بلای خوبی بودند برای حفظ جان تو.... 

 امروزت دلیر زنان دیروزت عروسکانی هستند که ذره ذره روح و وجودشان برای لقمه نانی که تو از آن محرومشان کردی  به  خودت و قبیله ات تن فروشی میکنند....

چگونه است که در سیمایت فروش تکه ای از بدن را به هرقیمتی به بهشت خودت  و  تن فروشی مادری با یک کلیه را تا نیمه به خاک میفرستی ..... سنگسار در انتظارش است نه؟؟؟

مطمئن باش اگر آن کلیه را هم میتوانست میفروخت چرا که شوهرش بیمار است و خرجی میخواهد ... شک نکن معتاد نیست!!!

بچه هایش هم گرسنه اند ....

 مگر جز این است که او هم تکه ای از بدنش را میفروشد؟!!! دستش را میبوسم...

غیرت مردانه را خوب میبینم که برای تکه ای نان شب و روز هم کفاف تلاشش را نمیدهند زمان کم دارد !!! 

 برای هر روز سیر شدن بیشتر از چند روز جان میکند..... دست او را هم میبوسم

شرفش بیشتر از هر بنده ایست....

 راستی تا به حال کودک خردسالت برای تامین معاش زندگی به هر ذلت و خفتی تن داده است...

کودکان خیابانی فال فروش سر چها راه را خوب نگاه کن !!! هر کدامشان میتوانستند جای فرزند تو باشند...

مگر برای بودنت به تاریخ سرزمینت نیاز داری ؟!!

 تاریخ و گذشته اعراب کافیست هم کوتاه هم مفید و هم سازنده :

جنگ   وحشی گری   حکومت  غارت   چپاول  ....

درس اولی که خوب آموختی همین بود نه ؟!!

آری گذشته چراغ راه آینده است.

چه فرقی میکند آب همیشه جاری سرزمینت را چه  بنامند  مهم این است که تو بر حماقت نابخردان و جیره خواران و نا آگاهان فرمانروایی میکنی و به قول خودت حکمت الهی است و نماینده و والی بر حق او هستی....

شیطان هم به جلد خدا در میاید !!!

مگر چیزی جز حتی یک وعده غذای آلوده به ننگ و خواری میتواند غلامان حلقه به گوشت را به استقبالت بیاورد!!! اما چاره ای هم ندارند مطمین باش تو را مثال کارتون های زمان کودکیشان شبیه سوسیسی سرخ شده  و یا مرغ بریان میبینند... چه لذیذی !!!

از تو دو چیز میرسد برای مردمان : یا زر یا زور !!! زورش که برای آگاهان است و بیداران و زرش که چه سرخ است!!! شاید با خون شسته شده باشد برای جیره خواران و غلامانت .... هرچه تعظیم بیشتر زر سرخ بیشتر....

و آفرین بر این نیروی اهریمنیت!!! چه کثیف است این جادوی سیاه !!!

اگر خدا این است که تو داری ارزانی خودت بهترش را سراغ دارم: مهربان است و عادل بخشنده است و بزرگ .... روزی خواهی دیدش ... شک نکن !!!

 

 

اما آنروز فکر نکنم حوصله مهربانی داشته باشد !!! نمیدانم!!!

 

آری تو هستی و خواهی بود تا زمانی که زمستانی سیاه  هست و این مردم با برف سر و سری دارند همچون کبک......

 

چرا هر صدای حق طلبی  و نجوای  پنهانی آزادی را در سیاهچاله هایت خفه میکنی و هر صدای بلند تزویر و دروغت در بوق و کرنا میرود؟!!

 مگر به نام آزادی نیامدی که حالا از آن فرار میکنی ؟؟؟

 

 

نفهمیدی که با هر  نعره شکنجه گرانت  و جلادانت و دژخیمانت  فریاد پرنده های در بندت را به جوجه های نشسته در آشیانه اش میرسانی که بلند و فاش میگویند :

 

 پرواز کن ...

 

پرواز کن....

 

 

 

تا به کی و به کجا میگریزی ؟!!

  بیدار شو شیاد ...بیدار شو  سحر سرخ نزدیک است....

.........................................................................................

تا آزادی..........فریاد

+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 15:38  توسط پیام  | 

ز شیر شتر خوردن و سوسمار                        عرب را به جایی رسیده است کار

که تاج کیانی کند آرزو                                   تفو بر تو ای چرخ گردون تفو

 

قضیه خلیج فارس رو خوب همتون بهتر از من میدونید لازم به توضیح نیست ولی من میخوام از یه زاویه دیگه نگاه کنم ببینم چه چیزی باعث این وقاحت قوم عرب که البته رگ و ریشه اونها توی سران این مملکت هم وجود داره شده......

یه چیزی که واضحه این موضوع یه جنبه سیاسی برای تحت فشار گذاشتن ایران هست و  یه محل مناسب برای درامد زایی مدیران گوگل. همینطور که میدونید درامد این سایتها از میزان مراجعه کننده و تعداد کلیکها در صفحه خاص هست که بر اساس میزان بازدید و قبول آگهی درامدشون بالا میره که آفرین به این مدیر ها که از این آب گل آلود و اوضاع قمر در عقرب این مملکت خوب سو استفاده می کنند.

اما اصلا چه چیزی باعث شده که کشور هایی که حتی تاریخشون به ۵۰ سال نمیرسه بیان و چنین ادعایی بکنن ؟!!!

چیزی جز سهل انگاری و باج دادن این حکومت به اعراب و در واقع خانواده اصلیشون؟!!!!

چه چیزی پشت پرده وجود داره که احمدی نژاد میره و زیر پرچمی میشینه که با نام خلیج عربی مزین شده؟!!!

شاید ما مردم عامی نمیفهمیم ؟؟؟

همه چیز این مملکت در طبق اخلاص سردمداران و وارثان ناحق حکومت برای قانونی و مردمی نشون دادن نیرنگها و جنایاتشون به حراج گذاشته شده !!!!

دم آغا محمد خان قاجار گرم!!!!

چه ننگی بالاتر از این که وقتی صحبت از ایران توی کشورک های قراردادی اونور آب  میشه از دختران ایرانی و صادراتشون صحبت میشه و قیمت بالاتر میره!!! این لیاقت این مردمه؟؟؟ کجاست اون وعده ها کجاست اون عدالت و کجاست اون طبل تو خالی؟؟؟

از فروش خاک و آب ایران به فروش مردمش رسیدند و از فروش نفت و سرمایه این مردم به چه جاهایی که نرسیدند!!!

البته لیاقت خیلی از این مردم این نیست و هزاران بدتر از اینی که هست هست!!!!

جاهلانی که سر در توبره دارند و با چشم بندی بر دیده گانشان چرخ آسیاب این ننگ را میچرخانند .... غافل از اینکه آرد برای از ما بهتران است ما در دایره کوچک عقل خویش سرگردان.... و در جای قبلی محکمتر و خسته تر هنوز حضور داریم......

اخبار دروغ . جلوگیری از  آگاه شدن کمترین و بزرگترین و خیانتیست که روا میشود. ولی چشم ما کجاست؟؟؟ وقتی که از کوچکترین و مسلم ترین حقوق محرومیم....  صدا حق خواهی  کجاست؟؟؟

سوی چشمانمان کم شده ... مگر میشود در خرابه های این مرز و بوم قدم زد و  حقارت و عرق شرم پدران و مادران در برابر کودکانشان را ندید ؟؟؟

مگر میشود  کمر شکسته جوانان این مرز و بوم زیر کوه اعتیاد را ندید ؟؟؟

مگر میشود  روسپی های گرسنه را ندید  ؟؟؟

مگر میشود  ایران امروز را ندید ؟؟؟

 

وای بر ما و وای بر چرخانندگان این بازی سیاه...........

 

دوباره میسازمت وطن                 اگر چه با خشت جان خویش

 

تا آزادی..............فریاد

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 10:15  توسط پیام  | 

 

به قلندر ایستاده  به برادرم و اسطوره آزادی و مبارزه ام و به همه قلندرانی که سیاهی ظلم در برابر نور ایمان و ایثارشان پوچ و تو خالی میشود..... به پیام آوران رهایی .......... :


ای بزرگ موندني  ای طلايه دار روز


سايه گستر رو تنت  از گذشته تا هنوز

ای صدات صدای نور  تو شب پوسيدنی

ای سخاوت غمت      بهترين بوسيدنی



واسه اين شرقی تن داده به باد

تو گوارایی حس وطنی

تو شقاوت شب قرن يخی

تو شكوفایی تاريخ منی



اگه شعرم زمزمه    توی بازار صداست

تپش قلبم اگه       پچ پچ شاپركهاست

تو رو فرياد می زنم    ای كه معجزه گری

ای كه اين شب زده رو   به سپيده می بری



واسه این شرقی تن داده به باد

تو گوارایی حس وطنی

تو شقاوت شب قرن یخی

تو شكوفایی تاريخ منی

ای تو ياور بزرگ  همه قلبای شكسته

ای تو مرهم عزيز  هر چی دست پينه بسته

رو كدوم قله نشستي   تو كه دنيا زير پاته

غصهء دستای خالی  لرزش پاك صداته

توی قرن دود و آهن   تو رسول گل و نوری

تو عطوفت مسلم  تو حقيقت غروري

تو مفسر محبت

تو طلايه دار صبحی

فاتح تاریخی من

تو خود سردار صبحی

اسم تو ، اسم شب من

به شكوه اسم اعظم

متبرك و عزيزی

مثل سجده گاه آدم

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 9:41  توسط پیام  | 

 

نرم نرمک می رسد اینک بهار...

hbgfjfgjf.JPG

بوی باران ، بوی سبزه ، بوی خاک
شاخه های شسته ، باران خورده پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس ، رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست

نرم نرمک میرسد اینک بهار
خوش به حال روزگار ...

خوش به حال چشمه ها و دشتها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز
خوش به حال دختر میخک که میخندد به ناز
خوش به حال جام لبریز ازشراب
خوش به حال آفتاب ؛

ای دل من، گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمیپوشی به کام
باده رنگین نمیبینی به جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که میباید تهی است

ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ ...

 

...................................................................................................

 

بهارتون سبز  دلتون شاد  دمتون گرم  فریادتون رسا و زندگیتون شاد و با آرامش......

 

ممنونم که یک سال دیگه تحملم کردید......

 

یزدان پاک نگهدارتون.....

 

یا علی ...

 

 

تا آزادی..................فریاد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 10:29  توسط پیام  | 

  

.....فردا هم یه روز دیگه است که باز میخوایم به فقر و فساد و فحشا و اعتیاد و بی خانمانی و دزدی و چپاول و وطن فروشی و صدور دختر های ایرانی به سراسر دنیا و مهمتر از همه به کشور های حاشیه خلیج عربی  و روزی هفت شیفت کار کردن و بازم جلوی زن و بچه شرمنده بودن و روسپی گری برای سیر کردن شکم بچه های یتیم و بی سر پناه و دادن خرجی پدر معتاد و هزار کوفت و زهر مار دیگه .......رای بدیم.......................

 

 

به همین مناسبت :

 

 وزارت کشور از مردم شهید پرور خواست با توجه به قطع گاز در طول زمستان آب و برق در تابستان و نبود نفت و بنزین در تمام طول سال و موج شدید گرانی و تورم با شرکت در انتخابات خریت خود را در تعیین سرنوشت خود به جهانیان ثابت کنند. 

پس همه با هم شرکت در انتخابات................

 

 

 

تا آزادی.................فریاد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 10:31  توسط پیام  | 

به کورش چه خواهيم گفت؟


اگر سر بر آرد ز خاک

اگر باز پرسد ز ما  

چه شد دين زرتشت پاک


چه شد ملک ايران زمين

کجايند مردان اين سرزمين

به کورش چه خواهيم گفت؟


اگر ديد و پرسيد از حال ما

چه کرديد برَنده شمشير خوش دستتان

کجايند ميران سر مستتان


چه آمد سر خوي ايران پرستي

چه کرديد با کيش يزدان پرستي

به شمشير حق نيست دستي


که بر تخت شاهي نشسته است

چرا پشت شيران شکسته است

در ايران زمين شاه ظالم کجاست


هوا خواه آزادگي

پس چرا بي صداست

چرا خامش و غم پرستيد؟هاي


کمر را به همت نبستيد. هاي

چرا اينچنين زار و گريان شديد

سر سفره خويش مهمان شديد


چه شد عِرق ميهن پرستيتان؟

چه شد غيرت و شور و مستيتان

سواران بي باک ما را چه شد


ستوران چالاک ما را چه شد

چرا مُلک تاراج مي شود

جوانمرد محتاج ميشود


چرا جشنهامان شد عزا

در آتشکده نيست بانگ دعا

چرا حال ايران زمين نا خوش است


چرا دشمنش اينچنين سر کش است

چرا بوي آزادگي نيست؟ واي

بگو دشمن ميهنم کيست ؟هاي


بگو کيست اين ناپاک مرد

که بر تخت من اينچنين تکيه کرد

که تا غيرتم باز جوش آورد


ز گورم صداي خروش آورد

به کورش چه خواهيم گفت؟

اگر سر بر آرد ز خاک  

   اگر سر بر آرد ز خاک  
 
تا آزادی.............فریاد
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 8:48  توسط پیام  | 

 

در عجبم از مردمی که خود

 زیر شلاق ظلم وستم زندگی میکنند

اما برای حسینی میگریند که آزادانه زیست....

 دکتر علی شریعتی

.................................................................

کافیه یه مقدار فکر کنیم .... ببینیم که به کدوم سمت چنین شتابان در حرکتیم.... چرا این قدر کم شدیم؟؟؟

آهای شما ها ... شما ها یی که با سو استفاده از اعتقادات مردم سواری میگیرید :

به قول حسین اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید. تا کی فریب و نیرنگ.

ننگتان باد.

 

تا آزادی.........فریاد

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 10:42  توسط پیام  | 



نامه ای به سید حسن نصرالله

 

سيد سلام عليكم
برادر خسته نباشي .
اميدوارم پيروزي تو و اصحابت را به زودي جشن بگيريم .
نامه های حمایت دوستانت از ایران به دستت می رسد ؟
حرف آنها حرف ما هم هست ولي از كجا برايت بگويم سيد ؟
سيد مي خواهم برايت بگويم كه چرا فقط حمايت معنوي مي شوي .
سيد ! میگویند چرا ما چيپس مزمز مي خوريم و روي مبل هاي ايتاليايي كه از يافت آباد با چك كارمندي و با اقساط بيست ساله خريده ايم نشسته ايم و تو را حمايت نمي كنيم .
مي دانم بد مي كنيم . ما بايد به جاي چيپس ، نارنجك و كاتيوشا به خود ببنديم ولي با اين قسط  و اجاره ها که مردم ما درگیر آنانند مگر مي شود ؟
سيد مي دانم كه مرزها را بر جوانان ما بسته اند تا به تو ملحق نشوند ، ولي سيد حق بده كه اين مملكت احتياج به دانشجوي آينده ساز دارد نه دانشجوي چريك .
سيد ، ارتش كشورت دوزار نمي ارزد . راستي سيد اگر در كشور من جنگي شود ، برادران تو هیچ پولی را براي بازسازي اش خرج مي كنند ؟ براي ساختنش به كشور من مي آيند ؟

ولي دولت كشور من با پولي كه متعلق به مردمش است ، افغانستان را آباد و در عراق سينما و پارك و فرهنگسرا مي سازد ولي براي بي كاري جوانانش فقط دست به دعا در نماز جمعه بر مي دارد .
سيد اگر سربازان انگليسي ، در عراق ديده شوند ، مردم كشور من مي گويند اينها چه دخلي به جنگ بين آمريكا و عراق دارند . اگر در افغانستان ، سرباز اسپانيايي ببينند ، متهمش مي كنند كه چه ربطی به او دارد ولي اگر ايران در جنگ لبنان و اسراييل شركت كند ، به نظر شما سيد بزرگوار ، ملت بقيه دنيا مثل ملت كشور  من نمي گن اين ها را سننه ؟
سيد ، از كجا برايت بگويم ؟ چشم به اعراب دوخته اي ؟ برادر مگر خبر نداري كه اين اعراب پيشرفت كرده اند و انگليسي صحبت مي كنند ؟ ولي سيد اين را هم مطمئنم که خبر نداري مردم كشور من بايد به اجبار عربي بخوانند !
سيد ، وزير دفاع ايران حمايتت نكرد ؟ ولي سيد جان حق بده اگر هر تيري از هر تفنگي بخواهد در يك جاي دنيا شليك شود و ارتش ايران بخواهد وارد عمل شود كه سيد عزيز ، چندي نمي گذرد در اين دنياي خر تو خر  كه در هر نقطه اش كسي دارد به خاك كسي تجاوز مي كند ، از ارتش ايران فقط هزاران هزار تابوت مي ماند .
سيد نمي دانم چرا در اين جا كه من زندگي مي كنم هيچكس سر جايش نيست ؟


نماينده هاي من مي خواهند به لبنان بيايند و بهشان اجازه نمي دهند . ولي سيد بهشان بگو ، سنگر شما و جهاد شما ، تصويب قانوني است كه براي هزینه عمل مادر در بیمارستان ، کسی مجبور به تن فروشي نشود . جهاد شما جمع آوری کمکهای مردمی برای تجهیزات بیمارستانی در رودهن است تا عده ای در اثر کمبود آن عذادار عزیزشان نشوند  .  بهشان یادآوری کن که وظیفه قانونیشان  اینست که برای بیمارستانی در مازندران ابتدایی ترین واکسن را تهیه کنند تا بیمار خردسالشان را به تهران حواله ندهند ! قانونی برای بوجود آوردن شرایطی در کشور که کسی براي دیدن بهشت خيالي  به دوبي نرود . به آنان بگو چون یقینا خبر ندارند که در بعضی نقاط کشور من ، مردم اگر فقط و فقط ماست بخورند ، می گویند امروز غذای خوبی خوردیم .
به اینان بگو جهاد شما ، تامين امنيت اقتصادي مردم كشورتان است تا پدران كارگرتان هر شب سر از خجالت  پايين نياندازند  و روزي هفت شيفت كار براي تامين هزينه تحصيل رايگان ( نص صريح قانون اساسي ) بچه هايشان نكنند . بهشان بگو ، عمليات چريكي تان را بگذاريد براي بعد كه جبهه هاي كشوري مان نياز به آنها دارد . بهشان بگو ما راي به شهادتشان نداديم ، راي داديم كه آسايشمان را تامين كنند . 
سيد عزيز مي دانم چه مي خواهي بپرسي .
مي خواهي بداني كه نويسندگان نامه های حمایت از شما ، روي مبل ايتاليايي حمايت غير معنوي ات مي كنند يا روي مبليران ؟
ولله من هم خبر ندارم . ولي فكر مي كنم كه هنوز از ايران شما را ساپورت نوشتاري مي كنند و احتمالا روحشان هم خبر ندارد كه سي پي يوي كامپيوترشان را همين صهيونيست ها ساخته اند تا آنها بتوانند براي شما ايميل بزنند ! حتما نمی دانند اتفاقا تراشه های نصب شده روی برد موشکهایی هم که شما ساخته اید و پشت سرهم میراکاوا و آپاچی و ناو جنگی غرق می کنید هم

 MADE IN USA است .

کاش برایشان می گفتی که کاتیوشا هم سلاحی لبنانی نیست. کاش به آنان می گفتی که نارنجک های آمریکایی و روسی است که سینه سربازان اسرائیل را مثل سینهء بلبل سرخ می کند. کاش به آنان می گفتی که تو هم از رایانه های دارای سی.پی.یو های اسرائیلی ، منافع امنیتی صهیونیزم را به چالش کشیده ای ! حتما هم نمي دانند كه ويندوز سيستمي كه با آن براي شما نامه مي نويسند براي يكی از حاميان بي قيد و شرط اسراييل است وگرنه مطمئن باشيد كه حتما از كبوتر نامه بر استفاده مي كردند .
سيد مي داني درد ما مسلمانها چيست ؟ انتخاب تيترها !
جار مي زنيم اسلام دين محبت و شفقت و پاكي و عرفان و ادب و متانت است ولي تيتر مطلبمان را مي زنيم ، اسلام و شمشير ! اسلام و شهادت ! اسلام و خنجر ! اسلام و نيزه و هر چيزی  كه بوي خون و مرگ و جبر و آتش و حد مي دهد و براي نشان دادن اين همه رحم و عاطفه و محبت در دين با كلاشينكف و چفيه با چشمان سياهی كه سفيدي اش را خون گرفته عكس مي اندازيم.
سيد بزرگوار ، روي سر پيامبر خدا خاكستر مي ريختند و تنها لبخندي مي زد و مي گذشت ولي كافي است كه به مسلماني بگويند ، تو فلاني . ببین در عراق و پاکستان و افغانستان و... مسلمان با مسلمان چه می کند ؟
سيد مي دانم كه كار داري و خسته شدي ولي حالا يك سوال من از شما دارم .
سيد تا به حال اسلحه در دست گرفته ای ؟
سيد تا به حال صداي تيري كه از بغل گوشت رد شده باشد ، شنيده اي ؟ سيد مبارزه پشت تريبون رسم اش نيست . اگر حكم الهي و جهاد داري تا از اسلام و دين و ايمان و اعتقاد و خاكت پاسداري كني بايد اسلحه در دست بگيري و در صف اول باشي ، همانطور كه پيامبر و معصومين ما هميشه اولين نفر در صف بودند . سيد ، معصومي را سراغ داري كه از منبر مسجد مكه و مدينه و كوفه و كربلا و شام و نجف و سامرا حكم جهاد به اصحابش داده باشد و خودش در مسجد بماند ؟
سيد تو كه از يك دختر سه ساله كمتر نيستي كه جلوي يزيديان ايستاد و حرفش را زد ؟ يا از زينب كه رو در رو با امويان صحبت كرد و باك اش نبود ؟
سيد مبارزه از پاي منبر رسم مبارزه نيست .
و اما من که هرگاه از وطن سخن گفتم
لبخندي تلخ بر لبان مردمان ديدم

و شنيدم كه در گوش هم نجوا دارند كه:او ديوانه است... 

ديگري گفت : تو ما را به غرب زدگي و عرب زدگي محكوم میکني

و ما  تو را به باستان زدگي محكوم خواهيم كرد... 

با خود نشسته ام و فكر خاك مرا دمي به حال خود وا نمي گذارد

خاك من ، اين سرزمين اهورائي پر از گوهر است

كه امروز يادشان از ما درخواست ميراث داري دارند 

خاك من به معناي وسيع كلمه عشق است

اسطوره.....

تاريخ....

از كدامين افتخار خاك پاك آريائيم بنويسم

كه قلم كم مي آورد و چشم گریان مي شود؟... 

فردوسي اش سي سال رنج كشيد و شهنامه سرود

تا سندي باشد بر موجوديت فرهنگ ملي و استقلال و هويت ما.... 

بابكش ، خرمدين بود و سالها در برابر تازيان ايستاد تا تنها به آنان بياموزد ايراني كيست....

فريدونش نيك مرد روزگار بود... 

پيامبر خاك من خردمندترين آفريده ي اهورا مزدا ، اشو زرتشت است

هنگامي كه او امد ، جهل رفت و خرد جايگزين شد 

نيك منشش ، شاهي كوروش نام بود كه ايران را گسترد و آدميت را تبليغ كرد

و نواي آزادي و حقوق بشر را در آسمان تاريخ طنين انداز كرد
ايران من سرزمين آرشي است كه جان فداي وطن كرد و رفت...

سرزمين ابومسلم و يعقوب ليث و اريو برزن ....

بگويم يا كافيست كه چون من ديوانه شويد؟.... 

من بر خاك سرزمينم سجده مي برم ،

و در برابر تمام ميراث گذارانش ، اسطوره هاش و اديبانش زانو مي زنم

آري منم يك آريايي

دلم سرشار از عشق به وطن

اسطوره هايش

ميراث گذاران و ميراث هايش 

آري من ديوانه ام و اين ديوانگي را مي پرستم

آنان كه نمي دانند مام وطن چيست بگذار عاقل بنمايند و مرا ديوانه  خطاب كنند

                                      براي من افتخار است كه ديوانه ي سرزمينم باشم

 

ميهنم را دوست دارم

                                                                         پس باز بگوييد كه من ديوانه شده ام....

 

تا آزادی.......فریاد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 12:41  توسط پیام  | 

هیچ مقدمه و توضیحی ندارم که برای این شعر بنویسم  ......

 

خودش گویاست و پر حرف هزار درد رو میگه و سکوتمون و نا آگاهیمون رو مثل پتک به صورتمون میکوبه .......

 

 

 

ای غرقه در هزار غم و ابتـلا وطن

ای در دهان گرگ اجل مبتلا وطن

ای یو ســف عزیز دیــار بلا وطــن

                       قربانیـان تو همه گلگـون قبـا وطن

                       بیکس وطن غریب وطن بینوا وطن

ای جنـت  معـارف ویران  شـدی  چـرا

از رخت علم یکسره عریان شدی چرا

در آتـش جهـالـت  بریـان  شـدی  چرا

                       ای بی معین و مونس و بی اقربا وطن

                       بیکس  وطن غریب  وطن بینـوا  وطـن

ای باغ پر شکوفه گل و یاسمن چه شد

آن نزهت و طراوت سرو سمن چه شد

بر عاشقان کشته مزار و کفن چه شد

                       گریان به حال زار تو مرغ هوا وطن

                       بیکس وطن غریب وطن بینوا وطن

عریان ز چست پیکرت ای مادر عزیز

کو لعل و گنج و گوهرت ای مادر عزیز

شد خاک تیره بسترت ای مادر عزیز

                      نوباوگان تو ز غمت در عزا وطن

                  بیکس وطن غریب وطن بینوا وطن

اسلام رفت غیرت اسلامیان چه شد

 ناموس رفت همت ایرانیان چه شد

دست بلند نادر گیتی ستان چه شد

               ای تیره بخت دست زپیکر جدا وطن

               بیکس وطن غریب وطن بینوا وطن

در هیچکس همیت و دین وثبات نیست

جان کندن است زندگی ما حیات نیست

از هیـچ سمــت راه گریـز و نجـات نیست

               ای مبتلا به درد و غم بی دوا وطن

               بیکس وطن غریب وطن بینوا وطن

آن عقربی که بر وطن افتاد حاضر است

آن خائن ستمــگر جــلاد حاضــر اسـت

آن خط مهر و دفتر و اسناد حاضر است

              کردند بر تو ناخـلفان ظلمـها وطن

             بیکس وطن غریب وطن بینوا وطن

 

 

تا آزادی ......... فریاد

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 15:33  توسط پیام  | 

چه زیبا سروده فردوسی و چه زیبا آینده ( امروز ) رو دیده.......

در این خاک زرخیز ایران زمین           نبودند جز مردمی پاک دین

همه دینشان مردی و راد بود                 کزان کشور آزاد و آباد بود

بزرگی به مردی و فرهنگ بود             گدایی در این بوم و بر ننگ بود

از آن روز دشمن به ما چیره گشت        که ما را روان و خردتیره گشت

از آن روز این خانه ویرانه شد             که نام آورش مرد بیگانه شد

بسوزد گرت در آتش جان و تن            به از بندگی کردن و زیستن

اگر مایه زندگی بندگیست                    دوصد بار مردن به از زندگیست

 ( فردوسی )

.........................................................................................................

و چه بزرگ مردمانی در این مرز و بوم وجود داشتند و دارند که زیر بار بندگی ظلم و ستم نرفتند و نمیروند و مبارزه هاشون چراغ راه ماهاست...با خونشون دفتر های ما رو برای همیشه سرخ نگه داشتند و نام پر آوازه شون رو جاودان کردند...... پایدار باد راهتان و هدفتان . بلند باد نامتان و بزرگ باد خروشتان.

---

----

-----

------

-------

------ -- و خاموشی گناه ماست.

تا آزادی ........فریاد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 10:50  توسط پیام  | 

او